#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_228
همون کاری می کنه که شماره تو ، توی گوشی من می کنه
یعنی چی ؟
هیچی دختر
بهرام دیگر چیزی نگفت ، احساس می کرد ، این دختر حس آرامش عجیبی به او می دهد ، ناگهان آه بلندی کشید ، آسمان هم با شنیدن صدای نفسهای بهرام از پشت گوشی حس می کرد ، گرمای عجیبی درون تنش پیچیده ، ناخود آگاه نفسهای بلند می کشید ، بهرام متوجه نفسهای او شد و آسمان هم متوجه آه بلند او ، بهرام با لبخند و خیلی آرام پرسید :
چه کار می کردی ؟
آسمان لبخندی زد ، اولین بار با یک مرد جوان به این شکل صحبت می کرد ، زمزمه وار جواب داد
آب می خوردم
بهرام خندید ، صدای خنده اش آسمان را از حس عجیبی که او را جادو کرده بود ، بیرون کشید ، ناگهان حالتی عصبی پیدا کرد ، چرا او باید با بهرام در این موقعه شب صحبت می کرد بهرام با صدای شاد و آرام پرسید :
می تونم باهات صحبت کنم ؟
آسمان عصبی شد
نه
نه ؟ خوابت میاد ؟
آره خوابم میاد و تو مزاحم شدی
romangram.com | @romangram_com