#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_214
عالیه شاید بتونم یه دختر پولدار تور کنم
بهرام با حالتی ناراحت به او نگاه کرد
آخه کی از تو خوشش میاد ؟!
خیلی هم دلشون بخواد
نه بابا
باید یه تلاشی بکنم ، اینطوری می تونم پولدار بشم
دیوانه
ساعت چند؟
چی ؟
مهمونی
ساعت هفت شب میام دنبالت
و با لذت در حین خوردن به بارش باران چشم دوخت .
کارآگاه سراب درون دفتر کوچکی مشغول بررسی پرونده ای بود که تیموریان با صورتی سرخ از خشم وارد شد ، او بارانیش را از تن بیرون آورد و روی جا رختی گذاشت و با خشم چندین روزنامه را روی میزی که سراب روی آن کار می کرد انداخت و با صدای عصبانی فریاد کشید :
romangram.com | @romangram_com