#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_192


می تونم بپرسم شما الان کجا هستید ؟

در هتل مروارید

من می تونم در کمتر از 15 دقیقه آن جا باشم

صدای او پر از ترس بود ، شاهزاده خانم خیلی خونسرد گفت :

سویت 17

در آن ظهر گرم با کت و شلواری خاکستری در درون ماشینش تا هتل مروارید بارها احساس کرد نفسش بالا نمی یاد ، او با خود زمزمه می کرد ،

اون پیرمرد دیوانه می خواد 70 میلیون برای آن جواهر بده ، 60 میلیونش سود خالصه برای من باهاش چه کارا که نکنم

و بلند قهقه زد ، او روبروی درب سویت ایستاد به درب ضربه ای وارد کرد تا وقتی جواب شنید ، نفس نمی کشید ، درب باز شد ، زن میانسال جذاب و کمی چاق روبرویش بود ، با چشمانی روشن به رنگ سبز و صورتی که چندین چین و چروک کوچک کنار لبهایش دیده می شد

بله

و لهجه عجیب و غریبش مشخص شد ، رئیس نفس بلندی کشید

من برای دیدن جواهر اومدم با من تلفنی صحبت کردید

او بیش از اندازه عصبی بود ، زن لبخند زیبای زد

بله بفرماید تو ، من شاهزاده خانم سبا هستم


romangram.com | @romangram_com