#به_من_بگو_جذاب_پارت_248


تد گفت:

″حتی سعی نکن جلوی مامانم خوب به نظر بیای چون هیچ فایده ای نداره.″

اما مگ آخرین تلاشش رو کرد و گفت:

″تقصیر منه.″

رو به فرانچسکا ادامه داد:

″من روش تأثیر بد گذاشتم.″

″تمومش کن.″

به ظرفهای غذا روی اپن اشاره کرد:

″مامان ما داشتیم برای غذا خوردن آماده می شدیم چرا به ما ملحق نمیشی؟″

امکان نداشت همچین اتفاقی بیفته.

″نه ممنون. ″

لهجه ی بریتانیایی محکمش باعث شده بود حتی کلمات سردتر به نظر بیان. با صندل های پاشنه بلندش کمی عقب رفت و به پسرش خیره شد و گفت:

″بعدا در موردش حرف می زنیم.″

از آشپزخونه بیرون رفت،کفش هاش روی کف بامبو صدای خشنی ایجاد کردن.

romangram.com | @romangram_com