#به_من_بگو_جذاب_پارت_213


"حالا که دقت می کنم انگار همینطوره که می گی."

توری شوهرش رو کشوند توی پیست رقص و تا جایی که می تونست نزدیک اسپنس و مگ ایستاد،بدون شک امیدوار بود بشنوه اونها دارن چی میگن،مگ نگاه عصبانی بهش انداخت و از اسپنس جدا شد و گفت:

"ببخشید باید برم دستشویی."

به محض وارد شدن توری،اِما و شلبی پشت سرش داخل شدن و دوره اش کردن. اِما به سمت نزدیکترین دستشویی اشاره کرد:

" به کارت برس. ما منتظر می مونیم."

"نیازی نیست."

مگ چرخید سمت توری و شلبی و گفت:

"چرا به اسپنس گفتین من دیگه عاشق تد نیستم؟"

النگوهای روشنِ شلبی دور مچش صدا دادن، گفت:

"چون تو اصلا عاشقش نبودی. حداقل من اینطور فکر می کنم. هرچند با شخصیت تد..."

توری دستهاشو روی سینه در هم قلاب کرد و گفت:

"و زن بودن تو...چیز بعیدی نیست. با این حال تابلو بود که این داستانو ساختی تا از اسپنس دوری کنی و اگه سانی پیداش نشده بود ما هم با این موضوع کنار میومدیم."

در دستشویی باز شد و بیردی همراه با کایلا و زوئی داخل شدن.

مگ دستهاشو تو هوا تکون داد و گفت:

romangram.com | @romangram_com