#به_من_بگو_جذاب_پارت_200
همونطور که انتظار می رفت بهشون دست زد که باعث شد تد عصبانی بشه،گفت:
″شاید داشتم حقیقت رو می گفتم!تو که مطمئن نبودی راستشو نگفتم!!"
″من دوست دارم با ریسک زندگی کنم. این خصلتِ کالیفرنیایی هاست بعلاوه حقیقت اینجا یه لغت انعطاف پذیره.″
وقتی تد درو بست،مگ یکی از ناخن های کثیفش رو به طرف یه سری دکمه نزدیک فرمون گرفت و پرسید:
″اینا چین؟″
″کنترل های سیستمِ خنک کننده ی خورشیدی که اونجوری که می خوام کار نمی کنه.″
مگ غرغر کرد:
″عالیه.واقعا عالیه.″
همونطور که تد از کلیسا دور میشد مگ صفحه ی کوچیک بین صندلی ها رو بررسی کرد:
″این چیه؟″
″نمونه ی اولیه ی یه سیستمِ GPS جدید. این هم درست کار نمی کنه پس دست از سر این هم بردار.″
″چیزی تو این ماشین هست که کار کنه؟″
″من کاملا از سوخت هیدروژنی جدیدم راضیم.″
″سیستم خنک کننده ی خورشیدی،سیستم GPS، سلولهای سوخت هیدروژنی...تو واقعا برنده روبان آبی(۱) کسل کننده ترین آدم ایالت شدی.″
romangram.com | @romangram_com