#به_من_بگو_جذاب_پارت_184


باید اینو مطرح می کرد چون هنوز کینه اشو به دل داشت.

"سه تا حفره رو ازم گرفتی و فکر نکن متوجه نشدم تمام روکش های جدیدم گم شدند."

"تو نامزد بهترین دوستم بودی! و اگه این به اندازه ی کافی خوب نیست یادت نره که من اساسا ازت متنفرم."

تد با چشمهای قهوه ای طلاییش با تمام قدرت جواب داد:

"تو اساسا از من خوشت هم میاد. تقصیر تو نیست پیش میاد دیگه."

"می خوام کاری کنم که پیش نیاد."

صدای تد از ته گلوش بلند شد:

" چرا می خوای اینکارو بکنی وقتی هردومون خیلی آماده ایم که گام بعدی رو برداریم؟ البته من شدیدا پیشنهاد می کنم این کارو لُخت انجام بدیم."

مگ آب دهنشو فرو داد:

" مطمئنم تو اینطور دوست داری ولی من آمادگیشو ندارم."

خجالت اصلا به مگ نمیومد و به نظر میومد تد به خاطر اینکه سعی کرده بود خجالتی به نظر بیاد ازش ناامید شده،مگ دستهاشو بالاآورد و گفت:

"خیلی خوب اعتراف می کنم کنجکاوم. خیلی زیاد. هردومون می دونیم این کار به چی منتهی میشه: آبروریزی!!"

تد لبخند زد:

"یا تفریح و خوشگذرونی خیلی زیاد."

romangram.com | @romangram_com