#به_سادگی_پارت_91
- استاد واقعا ازتون ممنونم ...
- دخترجان من چند بار به تو بگم مثل دختر نداشته ام هستی ...
- شما و همسرتون به من لطف دارید استاد ... دلم براشون تنگ شده ... اگه بشه یه روز مزاحمتون میشم
- حتما این کارو بکن ...چون ما عاشق این مزاحمتا هستیم
استاد اصلا از سینا و حاشیه امنش نپرسیده بود ... گاهی میشد کسانی را برای درک بالایشان ستود ... !
سینا برای هرچه که بد بود برای 23 سالگی بی تجربه ی من بد نبود ... حالا فهمیده بودم حاشیه ی امنی که استاد صحبتش را کرده بود کجا بود ... حالا فهمیده بودم ادمها پای منافعشان که وسط می اید میتوانند خیلی چیزها از جمله وجود دیگران را بشکنند ... اینها همه فهم بود ... درد داشت اما فهمیده بودمشان ... !
... آموزشگاه پیشنهاد داده بود چند کلاس دیگر هم بردارم ...گفته بودم فکر میکنم ... دوست نداشتم بی گدار به آب بزنم ...
باید بعد از کلاس کارتهای آدری را تحویل میدادم ... آدری گفته بود به ترانه و شکوه جون زنگ زده ... ترانه جواب نداد اما کارت شکوه جون را میتوانم ببرم ...
همیشه وقتی بعد از کلاس در ترافیک رانندگی میکردم آرزو میکردم قالیچه ی پرنده داشتم ... آرزویی که هرگز محقق نمیشد و من باز با سمجی تمام آرزو میکردم ...
در عوض ترافیک به باز شدن در و نمایان شدن چهره ی شکوه جون می ارزید ...
وقتی حیاط را طی کردم ... به جای چهره ی شکوه جون چهره ی خواب الوده ی بامداد بود با لباس خانه ...
پتانسیل داشتم همان لحظه در آغوشش مچاله شوم وبا هر چه قدرت در توان دارم فشارش دهم ...
- سلام آقای آرین ...ببخشید ... من بد موقع مزاحم شدم ...شکوه جون نیستن ؟
- سلام ... نه با بابا رفتن بیرون انگار ... ولی رو در یه یادداشت چسبوندن که فرشته کوچولو قراره برامون کارت عروسی بیاره ... حالا فرشته کوچولو شمایی ؟
(خنده ا م گرفته بود ... بامداد با انهمه خواب آلودگی شوخی میکرد ... )
- والا فرشته کوچولو رو که نمیدونم ولی من کارت عروسی آوردم ...
- خب تو که فرفره کوچولویی ... بیا تو حالا
15 دقیقه بود دم در ورودی ایستاده بودیم سر به سر هم میگذاشتیم ... درگیر بودم که کارت را از کیفم در آورم ...همزمان صحبت هم میکردم : نه دیگه مزاحمتون نمیشم ... (سرم پایین بود ...هنوز کیفم را حفاری میکردم در پی کارت ... نارین همیشه میگفت معلوم نیست کیف دستت میگیری یا زنبیل ... سه متر عمق داره کیفت ... راست هم میگفت ) شما هم به استراحتتون برسید
romangram.com | @romangram_com