#باورم_شکست_پارت_326

- حاج خانم لیست آماده کردی؟
- دارم آماده می کنم. یک سری از وسایل زحمتش با شماست.
- به روی چشم .
لبخندی ریز روی لبش نشست.
دوست داشتن های پدر جان در نوع خودش بی نظیر بود و حس احترامی که میانشان بود، ستودنی . یاد گرفته بود چطور حرمت گذارد، چطور ارج نهد. یادش داده بودند چطورآزاده باشد .
خدا را شکر بابت بودنشان.

- یلدا عمه، گوشی ات خودش رو کشت.
- وای...
از جا بلند شد و به سمت اتاقش رفت.

- خان داداش عمری از شما گذشته، من که هیچ... این بچه
- این بچه هم باید...
خان داداش کش دارش ،دستان محمود خان را به حال تسلیم بالا برد.

romangram.com | @romangram_com