#باغ_پاییز_پارت_256
-ببین دختر جون من خیر و صلاح تو و البته سروش رو یمخوام.
با صدایی تقریباً بلند گفتم:
-من و سروش از هم جدا نیستیم.
او بود که با صدایی بلندتر گفت:
-این حرفها برای کتابهاست. زندگی شما دو تا اشتباهه.
لحنم رو عوض کردم و با التماس گفتم:
-دست از سر ما بردارید. من و سروش زندگی خوبی داریم. هر دومون همدیگه رو دوست داریم.
مکثی کرد و بعد ادامه داد:
-ببین دختر جون من وضع زندگی تو رو بهتر از هر کسی میدونم و در ضمن خیر و صلاح سروش رو میخوام که میگم زندگی شما اشتباهه.
romangram.com | @romangram_com