#با_بهار_پارت_99

جوابش را آن قدر آهسته دادم که حتی خودم هم نشنیدم دوباره گفت : گوشی دستته ؟ گفتم سلام !

سعی کردم صدایم را کمی بلند تر کنم و دوباره سلام کردم . گفت : یه کم بلند تر حرف بزن نکنه از وجود مریم معذبی.

گفتم : نه اون توی اتاق نیست .

گفت : خوب پس دیگه از چی ناراحتی ؟

گفتم : از هیچی .

گفت : حالا که مادربزرگت شب نمیاد با مریم پاشو بیا اینجا .

گفتم : نه .

گفت : چرا این جوری تلگرافی حرف می زنی ؟ازچی خجالت می کشی ؟

romangram.com | @romangram_com