#با_بهار_پارت_95

باصدای بلندخندید و گفت : هچین میگه دست بریده ی من انگار ...

تونبودی تلفن زنگ زد من جواب ندادم .

با تعجب نگاهم کرد و گفت : ا .. . چرا ؟حتمی محمود بوده .

پرسیدم :مگه قراره اون اینجا زنگ بزنه ؟

گفت : پس خیال کردی عاشق چشم و ابروت بودم که گوشی برات آوردم ؟

سرم را به زیر انداختم وگفتم :ولی مگه من حرفی با اون دارم ؟

گفت : بهاره به خدا بعضی وقتا خیلی ## می شی ها ! تو جواب بده شاید می خواد یه چیزهایی بهت بگه . اگه حرفش ناحسابی بود دست وپات رو که نبستن گوشی رو بذار . یا ...

پرسیدم : یا چی ؟

romangram.com | @romangram_com