#با_بهار_پارت_90


گفتم : اون چیکار به ما داره ؟ خب عمو جلیل که نیست کی بیاد اونو ببره ؟

گفت : حالا چرا بهت بر میخوره ؟ خیلی خب بابا بمونه ولی حداقل درگوش هاش روبگیره تا این داداش نه نه مرده ی مابتونه چهار کلام باعشقش حرف بزنه .

گفتم : بازم داری پرت و پلا میگی عشق کدومه؟ من و تو هنوز به قول آذر خانم دهنمون بوی شیر میده!

گفت : پرت و پلا من میگم یا جنابعالی ؟ تازه همین آذر ذلیل مرده بود که کارها رو خراب کرد . اون شب هی خودش رو چسبونده به محمود رگ حسادت تو رو تحریک کرد .

گفتم : چسبود که چسبوند به ما چه .

انگشتش را روی سینه ام گذاشت و گفت : آره جون خودت . حالا پاشو برو یه چیز خنک برام بیار که کباب شدم از گرما !

گفتم : کدوم گرما ! یعنی از اونور کوچه تا اینور کوچه گرمت شده ؟ خودت برو توی یخچال شربت خاکشیر هست بریز بخور .


romangram.com | @romangram_com