#عاشق_یک_پسر_بد_شدم_پارت_140

فقط کله ام رو تکون دادم که اونم از سالن و بعد از خونه خارج شد. نگاهم به سوئیچ های روی میز تلویزیون افتاد. دلم می خواست هانا رو ببینم. دلم براش تنگ شده بود ولی یاد آوری حرف های نگار باعث شد که نگاهم رو از سوئیچ ها بگیرم. راست می گفت دیگه یه دختر پاک و خوب رو چه به من؟ منی که یه لجنم.

دراز کشیدم و به سقف خیره شدم. صورت گرد و سفید هانا جلو چشمم نقش بست اون لبخند های زیبا و خنده های از ته دل، اون چشم های مشکی و شیطون واقعا خواستنی بود. این خونه ی سوت و کور، خالی و بی روح فقط با خنده های هانا می تونست دوباره جون بگیره. صدای غر غر ها و جیغ زدن هاش برام دلنشین بود. با همه فرق می کرد جلب توجه نمی کرد ساده و مظلوم بود.

لبخند روی لبم نشست از جام بلند شدم. نه نمی شد از دیدنش بگذرم حتی از دور پس می رم و از همون دور نگاهش می کنم. مطمئنم الان دانشگاه ‌ست.

سوئیچ ها رو برداشتم و صاف ایستادم. زیادی بی حال بودم و چشم هام سیاهی می دید. نفس عمیقی کشیدم سعی کردم محکم و عادی راه برم. از خونه خارج شدم و سوار ماشینم شدم و با احتیاط به سمت دانشگاه حرکت کردم. گوشه ای نگه داشتم و گوشیم رو از جیبم بیرون آوردم و شماره ی مجید رو گرفتم؛ بعد از دو بوق برداشت.

-جانم؟

همون طور که نگاهم به در دانشگاه بود گفتم: هانا دانشگاه اومده؟

مجید: اره داداش.

بدون حرف گوشی رو قطع کردم و چونه‌ ام رو روی فرمون گذاشتم و به در دانشگاه خیره شدم.

***هانا***

وقتی وارد کلاس شدم با این که به خودم قول داده بودم که چشمم دنبال سوشا نگرده ولی متأسفانه نشد و اولین چیزی که نگاه کردم و دیدم جای خالی سوشا بود. خیلی ناراحت شدم وقتی که فهمیدم اون هم مثل من سه روز که سر کلاس نیومده. کلاس برام مثل زندون شده بود و‌ صدای استاد و بچه ها روی اعصابم یورتمه می رفت.

اون قدر بی حوصله شده بودم وقتی فهمیدم سوشا نیست که بعد کلاس زنگ زدم به علیرضا تا بیاد دنبالم و من رو برسونه خونه.

جلوی در دانشگاه ایستاده بودم به امید این که علیرضا بیاد که چشمم به ماشین سوشا که گوشه ای رو به روی دانشگاه پارک بود، افتاد. قلبم بنای زدن رو از سر گرفت. سعی می کردم نگاه نکنم. نمی شد و دم به دقیقه یه نگاه به ماشین می کردم که بتونم خودش رو ببینم ولی از اون شیشه های دودی که چیزی پیدا نبود. یهو در باز شد و سوشا از ماشین پیاده شد یه قدم عقب رفتم نمی دونم چرا ولی غیر ارادی بود.

romangram.com | @romangram_com