#آسای_من_(جلد_اول_و_دوم)_پارت_196
_ منظورم اینه که عشق اولت رو انتخاب می کنی یا دختری که برای سرگرمی جایگزین عشق اولت کردی؟کدومش؟ هر کدوم که
آسا هراسون نگاهی بین من ونازنین انداخت ودرمونده به کیارش خیره شد .
کیارش شروع به شمارش معکوس کرد
_ یک،دو، سه ...
هشت،نه ،ده
نفس توی سینم حبس شده بود که آسا چه کسی رو انتخاب میکنه .
آسا چشم هاشو بست وبا اطمینان گفت :
_ نازنین
به وضوح برق خوشحالی رو توی چشم نازنین دیدم .
اون لحظه قلبم هزار تیکه شد ، قطره اشکی از گوشه چشمم چکید ومنتظر شلیک کیارش شدم .
با صدای مرتعشی گفتم :
_ شلیک کن
کیارش نوچ نوچی کرد وگفت :
- با این انتخاب آسا تو دیگه خودت از درون مردی .
نیازی نیست که دیگه من بکشمت
پاهام رو باز کرد وگفت :
_ یالا بلند شو همراه من بیا مزاحم این دو عاشق هم نشیم .
خیلی سعی کردم جلوی اشک هامو بگیرم .
romangram.com | @romangram_com