#عروس_برف_پارت_169

لبخندی به صورت ناراحتش زدم و گفتم:ای شکمو..نه من همش رو نخوردم!هنوز توی یخچال باقی مونده!

لبخندی پت و پهن به لب میاره و فوری از جاش بلند میشه و مثل بچه ها می گه:آخ جون..و تازه یاد یوسف می افته!و میگه:یوسف کجاست؟!

به بشقاب درون دستش نگاه می کنم و می گم:رفت بیرون!گفت کار داره و موقع ناهار میاد!

گیسو که سری تکون می ده میاد و دوباره با همون حوله تن پوش پشت میز میشینه و می گه:حتما رفته ارایشگاه..و مشغول خوردن میشه و با دهن پر می گه:ببینم تو کجا میری ارایشگاه؟!من که ساعت 2 وقت دارم!

دستم رو زیر چونه ام میزنم و می گم:اذر برام وقت گرفته!ساعت 3 باید ارایشگاه باشم.

نگام می کنه و می گه:اذین دیگه دیر نیای ها..ساعت 5 به بعد مهمون ها میان..نزاری 6 و 7 بیای!مامان کله ت و می کنه ها و خودش غش غش می خنده..

براش ادا در میارم و می گم من دارم میرم یه دوش بگیرم...خوردنت تموم شد یه حوله بردار برام بیار..خواهشا حواست و جمع کن نری حوله ی عمو یونس و برام بیاری..و براش زبون درازی می کنم و از اشپزخانه بیرون میرم!

هر چه که اصرار می کنم خودم با آژانس میرم فایده ای ندارد که ندارد!یوسف پایش را در یک کفش کرده که خودش میبرم و خودش می اورم!

چاره ای جز تسلیم نیست!

خاله که بی نهایت توی این لباس ها و با این ارایش زیباتر شده بود با مهربانی لبخند میزنه و در حالیکه دستش رو پشت کمرم می زاره می گه:دخترم خب نگرانته..اشکال نداره که میاد میرسونت..الان صلاح نیست تنها بری خونت!

سری تکان می دم و با صدای یوسف که می گفت "بیا بریم "به سمت در راه می افتم!

نیم ساعت بعد در حالیکه لباس های مورد نیازم و وسایلم رو از خونه م برداشتم ،به همراه یوسف به سمت ارایشگاه میریم!

جلوی ارایشگاه که ماشین را نگه می دارد تاکید می کند که کارم هر وقت تمام شد بهش زنگ بزنم تا به دنبالم بیایید!

به صورت اصلاح شده و موهای مرتب و کوتاه شده اش نگاه می کنم!چقدر مدل موهای جدیدش به چهره اش می امد!

تشکری کوتاه می کنم و از ماشین پیاده میشم!

بالاخره کار ارایشم به اتمام می رسد!به صورتم که بی نهایت تغییر کرده نگاه می کنم..

ابروهایی کوتاه و پهن..مژه هایی پر پشت..خط چشمی پهن و چشمهایی که، پشتش سایه های دودی رنگ،به زیبایی خودنمایی می کنند.. و انگار رنگشان تیره تر از همیشه شده..لب هایی که برجسته تر از همیشه نشان داده می شوند و گونه هایی که با رژ گونه هایی خوشرنگ نقش گرفتند...

خودم از ارایشگر خواسته بودم که موهام رو به ساده ترین نحو ممکن ارایش کنه!موهای حالت دارم که حالا لخت لخت شده بودن و بعد از مدت های طولانی رنگ بلوطی روشون خودنمایی می کرد،خلی توی چشم بودند!


romangram.com | @romangram_com