#عروس_برف_پارت_145

هر چه خاله و گیسو اصرار به ماندنم کردن رضایت ندادم..صورت مامان و بقیه را بوسیدم و بعد از گفتن شب بخیر اجازه ندادم که کسی همراهی ام کند و بعد از دقایقی از خانه خارج شدم!

اسمان سیاه پر بود از ستاره های نورانی و درخشان که همش در حال چشمک زدن بودند!توی هوای مطبوع پاییزی و نسیم خنکی که می امد تنها چیزی که خوب بود نفس کشیدن بود!

نفسی عمیق کشیدم و برای لحظه ای چشمهام رو بستم!هنوز حرفی در مورد نیما به هیچ کس نزده بودم!دلم نمی خواست که کسی خبردار شود و اعصاب بقیه بهم بریزد!

مخصوصا مامان!می دونستم که وقتی بفهمه دوباره داغون می شه!حتی داغونتر از قبل!

درست مثل خودم که هر بار از خانه ام خارج می شدم و حتی وقتی بر می گشتم به خونه استرس این رو داشتم که نکنه باز هم زنگ زده باشه و پیغام گذاشته باشه!

حتی فکر کردن به اینکه با تماسش می تونه امشب رو که در ارامش بهم گذشته بود ،خراب کنه عصبی می شم و قدم هام رو تندتر از قبل بر می دارم و پشت فرمان ماشین قرار می گیرم!

استارت می زنم..یک بار..دو بار..سه بار..کلافه میشم!انگار این ماشین امشب باهام سر لج گذاشته بود و نمی خواست حرکت کند!

روشن نشد که نشد!پیاده میشم..به سمت خونه حرکت می کنم و زنگ رو فشار میدم!صدای متعجب گیسو که می گفت :"مگه تو نرفتی؟!"به گوشم می رسه!

می گم که نه با امیرعلی کار دارم..بهش بگو بیاد دم در!و نمی خوام که مامان رو نگران کنم!و اینکه گیسو اصرار کند که شب را کنارشان بمانم!

گیسو در رو باز می کنه!

سنگ ریزه ای که جلوی پام بود رو با نوک کفشم به سمت دیگری پرت می کنم و منتظر اومدن امیرعلی می ایستم!

امیر با تعجب نگام می کنه:چی شده آذیــن؟!

سرم رو بلند می کنم و به قیافه ی متعجبش خیره می شم: هیچی..فقط ماشینم روشن نمی شه..نمی دونم چی شده!

به سمت ماشین حرکت می کند و پشت رل می نشیند!استارت می زند!ولی نه..فایده ای ندارد!از ماشین پیاده می شود و کاپوت را بالا می زند!

دقایقی با ماشین ور می رود و وقتی با هزم استارت می زنم و روشن نمی شود کلافه می شود!

باز هم تکرار می کند ..ولی افاقه ای نمی کند!می دانم که زیاد هم از چیزهای فنی سر در نمی اورد..هر چند مرد است و به ماشن علاقه مند ولی..!

در نهایت سوئچ را به دستش می دهم و ازش می خوام که فردا ماشین را هر جور شده به تعمیرگاه ببرد!بدون ماشین رفت و آمد واقعا برایم سخت است!

اصرار می کنه که تا خونه برسونم ولی قبول نمی کنم!


romangram.com | @romangram_com