#آرامش_غربت_پارت_547
نفسام تند شده بود و قلبم تو سینه می کوبید...الان وقتش بود...باید بهش میگفتم...
نفس عمیقی کشیدم و محکم گفتم:
ـ آره...
آرمین پوفی کرد و کلافه دستی تو موهاش فرو برد که باعث شد قلبم تیر بکشه...و گفت:
ـ پس به آهنگ گوش کن...
دنیای ما اندازه هم نیست...
همین جمله ی اولش باعث شد دیگه نخوام گوش بدم ، ولی نمیتونستم....از کل اهنگ فقط همین یه جمله تو سرم رژه میرفت...
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر میخوابم
من هرشبو تا صبح بیدارم
دنیای ما اندازه ی هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم ، سردم
وقتی که میرم تو خودم شاید
romangram.com | @romangram_com