#آرامش_غربت_پارت_312

فروشنده ـ .... تومن!

تشکری کردم و پولو بهش دادم ، خواستم برم بیرون که گفت:

ـ اممم ببخشید خانوم؟!

برگشتم به سمتش و گفتم:

ـ بله؟!

فروشنده کاغذی رو روی میز گذاشت و به طرفم هول داد و گفت:

ـ این شماره ی منه ، هروقت چیز جدیدی خواستید زنگ بزنید براتون بیارم...!

یه تای ابرومو با تعجب بالا انداختم و با پوزخند گفتم:

ـ یعنی از این خدماتم دارید؟ شماره مغازه اس دیگه؟

آقاهه که مرد مسنی هم بود لبخند چندشی زد و گفت:

ـ نه شماره خودمه! از این خدمات فقط برای مشتریای خاصه...

دهنمو باز کردم تا با عصبانیت چیزی بهش بگم که یهو صدای آرمین رو از پشت سرم شنیدم که با عصبانیت داد زد:

ـ تو غلـــــط کردی!


romangram.com | @romangram_com