#آرامش_غربت_پارت_202

ـ اینقدر قورتش نده!

با گیجی پرسیدم :

ـ چیو؟!

آرمین ـ بغضتو...





و دستمو محکم فشار داد...سرمو با سرسختی تکون دادم و گفتم:

ـ بغضی وجود نداره که بخوام قورتش بدم...

آرمین ـ اینقدر غد نباش بیتا...تو نیازداری که یه بار درست گریه کنی!

من ـ نه من نیازی نمی بینم...

آرمین ـ اشکال نداره...ناراحت نباش...باهم درستش می کنیم...

با قدردانی نگاهش کردم و گفتم:

ـ مرسی...تو خیلی خوبی...


romangram.com | @romangram_com