#آنالی
#آنالی_پارت_76
متاسفانه بیمار رفته تو حالت کما.
چشمام ناخوداگاه بسته شد، لبم رو گاز گرفتم و خرامان خرامان روی صندلی بیمارستان نشستم. آهی کشیدم و با چشمام دنبال ارتا و شایان گشتم ولی پیداشون نکردم! حس کردم هوای داخل بیمارستان داره خفم میکنه. بلند شدم، نیاز به هوای تازه داشتم، رفتم تو حیاط بیمارستان روی نیمکتی نشستم، چشمامو بستم که تصویر شایان تو ذهنم شکل گرفت. الان شدیدا نیاز به اهنگ داشتم. کیفمو گرفتم، و هنذفریمو از گوشم در اوردم و تو گوشم قرار دادم. یک اهنگ پلی کردم و سعی کردم کمی خودمو از اتفاقات این چند وقته دور کنم.
شده شبیه تو
تمام بی کسیم
میخوام که یادت بیاد..
به سمت من اگه
دلت قدم نزد
بزار خیالت بیاد..
نگاه خیس من
به یاد تو هنوز
یه ابر بارونیه..
این بغض لعنتی
تو خاطرات من
یه عمره زندونیه..
برای من کسی شبیه تو نبود
تو خلوتم با منی
با جای خالی همیشه بودنت
دوباره زخم میزنی..
بدون تو همیشه این سکوت و بی کسی شده تمام لحظه های من..
نبودی و خیال تو تمام خاطرات تو نوشته شد به پای من..
…
♫♫♫
شده شبیه تو
تمام بی کسیم
میخوام که یادت بیاد..
به سمت من اگه
دلت قدم نزد
romangram.com | @romangraam