#آن_نیمه_دیگر_پارت_86


خب... ولي مي دوني اولين چيزي که توي دادگاه ازت مي پرسن چيه؟ اينه که با توجه به اين که به سابقه ي خراب رانندگيت و باطل شدن گواهينامه ت براي چي توي وهله ي اول پشت فرمون نشسته بودي؟

سرم و به سمت پنجره چرخوندم... راست مي گفت... من اصلا نبايد پشت فرمون مي نشستم... آهسته گفتم:

براي اين که تو منو ترسونده بودي.

سايه خنديد و گفت:

چند سالته دختر؟ واقعا فکر کردي کسي براي اين حرفات توي دادگاه ارزش قائل مي شه؟ فکر مي کني قانون به احساس ترس تو اهميتي مي ده؟

سرم و با دست گرفتم و با صدايي که به زور در مي اومد گفتم:

به خلاف کار بودن تو که مي ده.

سايه ابرو بالا انداخت و گفت:

اهميت مي ده ولي سر جفتمون با هم بالاي دار مي ره... اون وقت بابا جونت چه احساسي بهش دست مي ده؟ هان؟

مي دونستم الان يه سري جمله رديف مي کنه که با احساساتم بازي کنه... مي دونستم مي گه که مامانت چه احساسي پيدا مي کنه... بابات چي فکر مي کنه... خانواده ت و اذيت نکن... و ...

داشتم به پهناي صورتم اشک مي ريختم ولي تسليم نمي شدم... مي دونستم اگه باهاش برم از چاله در مي يام و توي چاه مي افتم... شايد بابام مي تونست بي گ*ن*ا*هيم و ثابت کنه... هرچند که حق با سايه بود... من در وهله ي اول اصلا نبايد سوار ماشين مي شدم و رانندگي مي کردم... چند سال حبس بهم مي خورد؟ يه سال؟... دو سال؟... پنج سال؟... ده سال؟ نمي خواستم به خانواده م فکر کنم... مي دونستم اگه شروع به فکر کردن در مورد اونا کنم خودم و تسليم سايه مي کنم... ياد حرف رادمان افتادم که مي گفت نقطه ضعف دست سايه نده... من احمق همون بار اول نقطه ضعفم و رو کرده بودم... گفته بودم که گواهينامه م باطل شده... چشمام و بستم... بايد چي کار مي کردم؟ فقط يه چيز و خوب مي دونستم... نبايد برم... نبايد با سايه همراه بشم...

سرم و بالا اوردم و گفتم:

من و همين کنار پياده کن.

سايه با صداي بلند خنديد و گفت:

فکر کردي من راننده تم؟ سوار شدنت يعني اين که قبول کردي باهام همکاري کني.

با عصبانيت گفتم:

سوار شدنم يعني اين که فقط مي خواستم از اونجا دور بشم.

سايه سعي کرد با لحني منطقي حرف بزنه. گفت:

عاقل باش... تو آدم کشتي.

پام و به کف ماشين کوبوندم و داد زدم:

تو تهديدم کرده بودي... ازم دعوت کرده بودي که توي يه کار خلاف باهات همکاري کنم... يه موتور و فرستاده بودي که تمرکزم و توي رانندگي بهم بزنه...


romangram.com | @romangram_com