#آن_نیمه_دیگر_پارت_166
اون الان همه چي داره... پول ... مقام... قدرت... ولي آدم به هر جايي که برسه نمي تونه چيزي که گذرونده رو فراموش کنه... اونم نمي تونه فراموش کنه که چه وضعي داشته. حالا که هرچيزي مي خواسته رو به دست اورده يه حسرت ته دلش مونده... تنها چيزي که نتونسته به دست بياره... يعني تو... اين معني علاقه داشتن نمي ده... اين فقط يه حسرته... اون آدم جاه طلب و مغروريه... مطمئن باش هرکاري مي کنه که يا تو رو خورد کنه يا به دستت بياره... به دست اوردن تو يعني به دست اوردن همه ي چيزهايي که حسرتش و مي خورده... وقتي تو رو به دست بياره مي فهمه که اين چيزي نيست که غرورش و ارضا کنه... چون اونم مثل بقيه ي آدم ها نمي تونه گذشته ش و پاک کنه... اينه که کنارت مي زنه...
با تعجب پرسيدم:
اين يعني چي؟
بارمان لبخند تلخي زد و گفت:
يعني اين که هر کاري مي توني بکن ولي تسليمش نشو.
با ناراحتي گفتم:
ولي من همين الان دارم باهاش مي رم مهموني...
دستش و با آرامش تکون داد و گفت:
مهم نيست... يادته در مورد سکوت کردن و ضربه زدن چي بهت گفتم... حالا خوب گوش کن ببين چي بهت مي گم... يه کاري کن که هم براي باند مهم باشي هم براي پليس... توي اين موقعيت هر کدوم از اين دو تا رو که از دست بدي سقوط مي کني. نذار آدم هاي اين باند فکر کنند که تاريخ مصرف داري. نذار فکر کنند که بعد از يه مدت ديگه به دردشون نمي خوري و مي تونند حذفت کنند... مي دوني اگه پليس دستش بهت برسه اولين جايي که مي برنت کجاست؟
با سر جواب منفي دادم. بارمان ادامه داد:
اتاق بازجويي... ترلان! آخر آخرش اون چيزي که براي آدم مي مونه چيزيه که اينجاشه!
و به سرش اشاره کرد. لبخندي زد و گفت:
اگه از ريخت و قيافه بيفتي يا دستت بشکنه و نتوني رانندگي کني اين باند حاضره نگهت داره... به شرط اين که مغزت خوب کار کنه... پليس هم حاضره بهت تخفيف بده و باهات معامله کنه... به شرط اين که اطلاعات خوبي داشته باشي. تا جايي که مي توني اطلاعات جمع کن.
گيج شده بودم. گفتم:
رادمان دقيقا نظر عکس اين و داشت. مي گفت يا بايد فضولي کني يا بايد در بري.
بارمان لبخند زد... نه با شيطنت... و نه با منظور... حتي شايد يه کم پدرانه... گفت:
داداش من فقط دو روز جلوترش و مي بينه... ولي من هميشه به فکر سال هاي بعدم. رادمان دنبال راه فراره من به فکر زندگي بعد فرارتونم. يادت که نرفته! تو يه مجرمي... نذار محکوم شي... تا جايي که مي توني سياست به خرج بده... فيلم بازي کن... گوشات و تيز کن... هرچي مي شنوي و پيش خودت ثبت و ضبط کن... روزي که توي اتاق بازجويي و جلوي بازپرس نشستي به حرف من مي رسي....
=========
romangram.com | @romangram_com