#آلاگل_پارت_398
_بيمارستان...پيش فرشاد!
نگران گفت
_بيمارستان واسه چي؟؟تو که بافرشاد کارداشتي ميرفتي خونه اش..
_نگران نباش...آلاگل حالش بدشد آوردمش اينجا ...نوکجايي؟
_اي واي ..چيشده؟؟الان چطوره؟!؟!
_شکرخدا بهتره..
_باشه منم الان ميام پيشتون.
_اوکي فعلا... _فعلا.
فرشاد_مياد اينجا!؟
سري تکون دادم و گفتم
_هنوز باهم قهريد ؟!؟
فرشاد_قهر واسه بچه هاست!
romangram.com | @romangram_com