#آلاگل_پارت_387
تمام عکسارو ريختم ...خواستم از جام بلند بشم که يه چيز توجهم رو جلب کرد...
ميترسيدم بياد بفهمه...ولي صداي آب همچنان ميومد و نشون از اين بود که مهراد فعلا نمياد!!!
چيزي که توجهم رو جلب کرده بود مسنجري بود که دقيقا خودمم داشتم...دلم ميخواست آيديشو بردارم و کنجکاوي ديگه ام واسه اين بود که سه تا پي ام جديد داشت...
با دستاي لرزون رفتم تو مسنجر.از تعجب نزديک بود سکته کنم!!واااااااااي خــــــــــدا باورم نميشههههه....واي ...بدبخت شدم...اين ..اين که آيدي منه...!!!بارانا ...واي خدا !!
دقيقا پي ام آخرم که نخونده بود و من شب بخير گفته بودم...سريع پاکش کردم که نفهمه من خوندم...
واسه اطمينان رفتم آيديشو ديدم ...هــــــــعـــي!!!! خودش بود..باراد....واي يعني..باراد، مهراده؟؟؟!؟!؟!!؟
آب دهنمو با ترس قورت دادم ...هيچ دختر ديگه اي تو ليست چت هاش نبود...فقط دوتا پي ام از فرزاد داشت...اگه باز ميکردم ميفهميد...پي ام آخرش خداحافظي بود!!!!
با صداي مهراد نزديک بود دوباره جيغ بکشم که سريع دستمو گذاشتم جلوي دهنم...صداش از تو حمام ميومد..
_آلاگل؟؟چيکار کردي؟؟
سريع مسنجر رو بستم از جام بلندشدم
_آره..آره تموم شد مرسي شب بخير..
ديگه نموندم و سريع پريدم تو اتاقم..
همونجا پشت در نشستم و خيره شدم به زمين ..
romangram.com | @romangram_com