#آلاگل_پارت_373
_خوبم... ولم کن!
قدم اول رو که به سمتشون برداشتم،به خودم نهيب زدم
کجا ميري آلاگل ديوونه!؟ميري اونجا سنگ رو يخ بشي برگردي؟؟!!
اگه ميخواست تورومعرفي کنه که از همون اول تنها نميرفت!ميخواي بري چي بگي؟!
بگي ببخشيد خانوم اين آقاشوهرمه تازه بهش علاقه پيدا کردم و روش حساسم..ميشه بازوشو ول کني؟؟!!!
هههه!خنده داره...!!
نه..خنده دار نيست!دردناکه ...دلت بگه برو و عقلت نذاره!
دلت بگه عاشق بمون و عقلت نذاره!!
خودتو دلتو گول بزني عقلت با استدلالش همه احساساي خوب و الکي رو از هم بپاشونه!
دستمو به صندلي گرفتم ..هنوز در حال خوش و بش بودن....مسيرمو بسمت سرويس بهداشتي تغيير دادم و سعي کردم محکم قدم بردارم.
چندقدم رفته بودم که برگشتم عقب رو نگاه کردم.
مهراد ..دستشو انداخته بود دورشونه هاي دختره داشتن عکس ميگرفتن..
romangram.com | @romangram_com