#اگه_بدونی_پارت_163

چشمامو ريز کردمو بامزه گفتم:

_ هر دوش باهم.

جعبه رو از دستم قاپيدو با همون لحن گفت:

_ ترجيح ميدم کادو رو بگيرم خجالت واسه توا ضعيفه.

از مدل حرف زدنش خندم گرفت. در حالي که از کنجکاوي داشت ميمرد در جعبه رو باز کرد.

قيافش ديدني بود اي کاش ميتونستم ازش عکس بگيرم در اون لحظه.

هنگ کرده بود بچم. يه دفعه صداش در اومد:

_ سوگنـــــــــــــــــــــ ـــد؟.؟

با شيطنت گفتم:

_ جونم؟.

نگاشو بالا اووردو با حالت خاصي گفت:

_ جــــــــــــــــوراب؟.

خنديدمو گفتم:

_ اره عزيزم قابل تو رو نداره.

باز با همون لحن گفت:

_ ميکشـــــــــــــــــــــ ــــــمت.

اين حرفو که زد انگار احساس خطر کردم پا گذاشتم به فرار. ميخنديدمو ميدويدم. اونم با سرعت

دنبالم ميدوييد.

_ جوراب ديگه.؟. حالــــــــــــــــيت ميکنم ضيعيفه برو دعا کن دستم بهت نرسه.

باز خنديدم.

_ ميخندي.؟. نه مثل اينکه کتک ميخواي؟.؟

برگشتم ببينم کجاست که پام به ميزخوردو تعادلمو از دست دادم و از پشت به ديوار چسبيدم.

اشوانم نامردي نکردو در کمترين فاصله به من ايستاد و با شيطنت گفت:

_ که جوراب به من ميدي ضعيفه.؟

دستشو کنارم روي ديوار ستون کردو با لبخنده کجي گفت:

romangram.com | @romangram_com