#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_227
- فکر کنم قبلا خلاصه ای از حرفام رو تلفنی بهت گفته باشم
تلفن ؟ با من ؟ نمیفهمیدم .
- با بهت گفتم :
- ولی من یادم نمیاد قبلا با شما صحبت کرده باشم .
پوزخندی زد و گفت :
- شما که گفتین حافظه اتون مشکلی نداره
احساس میکردم میتونم بیوفتم به جونش و تا حد مرگ بزنمش . احمق داشت منو مسخره میکرد .
. . : : این کتاب توسط کتابخانه ی مجازی نودهشتیا (www . 98ia . com) ساخته و منتشر شده است : : .
برگشتم سمتش و گفتم :
- لازم نکرده حرفاتون رو با تیکه و کنایه بگید . اگه حرفی دارید که بزنید اگر هم نه . من باید برم
پوزخندی زد و گفت :
- چیه میترسید ماکان نگرانتون بشه
منم مثل خودش پوزخند زدم و گفتم :
- فکر نکنم زندگی خصوصی من به شما ربطی داشته باشه
یکدفعه بدون مقدمه گفت :
- من همونم که چند روز پیش زنگ زدم راجع به تانیا با شما صحبت کردم .
شکه شدم . باور نمیکردم . یعنی هیربد بود ؟ واسه چی همچین کاری کرد ؟
با تعجب گفتم :
romangram.com | @romangram_com