#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_190
برگشتم سمتش ببینم این چه غلطی بود که کرد . که دیدم دستاش رو دور فرمون گره کرده و محکم اونو فشار میده . صورتش از عصبانیت قرمز شده بود
بچه پرو نزدیک بود منو به کشتن بده تازه عصبانی هم هست . با عصبانیت داد زدم .
- معلوم هست داری چه غلطی میکنی ؟
با عصبانیت برگشت سمتم و نگام کرد . چشماش انقدر ترسناک شده بود که از ترس خودم و به در ماشین چسبوندم .
یکدفعه چنگ زد به بازوم و کشیدم سمت خودش . انقدر محکم دستم و گرفته بود که یه آخ گفتم و سعی کردم دستم و از تو دستش در بیارم هم زمان گفتم :
- چته وحشی ولم کن ، دست و شیکوندی
با صدای دادش پریدم بالا
- دیگه حق نداری حرفی از مردن بزنی . فهمیدی ؟
با تعجب نگاش کردم . وا ؟!! چش شده روانی ؟منم مثل خودش داد زدم و گفتم :
- چیه واسه اینم باید از تو اجازه بگیرم ؟ باشه به خدا میگم هر وقت خواست منو بکشه بیاد از جنابعالی اجازه بگیره .
محکم تکونم داد و گفت :
- خفه شو میفهمی ؟ خفه شو
بعد دستم و ول کرد و سرش و گذاشت رو فرمون
این چرا اینجوری میکنه ؟ حالا انگار من چی گفتم ؟
دستم درد گرفته بود . اهمیتی بهش ندادم و همون جوری که دستم و میمالیدم روم و کردم سمت شیشه و زل زدم به تاریکی شب با صدای آرومش برگشتم سمتش . دیگه از اون عصبانیت تو صداش خبری نبود . با ناراحتی نگام کرد و گفت :
- چرا اینجوری حرف میزنی ؟ چرا اینجوری رفتار میکنی ؟ مثلا امشب شب عروسی ماست . کدوم عروس دامادی رو دیدی که تو این شب اینقدر با هم دعوا کنن ؟
پوزخندی زدم که باعث شد دوباره رگ گردنش بزنه بیرون
- چی ما مثل بقیه هست که این باشه ؟ کدوم دادمادی رو هم دیدی که عروس بدزده و مجبورش کنه که باهاش ازدواج کنه ؟ در ضمن اخلاق من همینی که هست . مجبور نیستی تحمل کنی . طلاقم بده برو یکیو بگیر که اخلاقش و دوست داشته باشی .
romangram.com | @romangram_com