#صد_و_هشتاد_درجه_پارت_172


-من اگه می گم رنگ قاب اون تابلو به ترکیب رنگی اش نمیاد به خاطر خودته! وگرنه برای من چه فرقی داره؟!

-اصلا می دم به دیلاق.

ترانه روشو کرد اون طرف. گلسا توی دلش یه فحش جانانه نثارش کرد. که هرچی بدبختی داشت زیرسر همین ترانه بود. شریک مرگی اومده بود. شریک مرگی! سعی کرد خودش،خودش رو آروم کنه:

-خب اون موقع تو چاره ی دیگه ای نداشتی گلسا. وضع مالی ات خیلی بد بود. برای همین مجبور شدی پیشنهاد ترانه رو قبول کنی.

روی نوک پا ایستاد و تابلو رو به قسمت خالی دیوار زیر نورپردازهای توکار نصب کرد. با رضایت نگاهش کرد. خیلیم قشنگ بود. یکی از کارهای قدیمی اش بود ولی دوستش داشت و تازه پیداش کرده بود. نشست پشت میزش. چه قدر گلسا بیچاره بود. یه تابلو می فروخت بعد پولش صرف چاپ کردن و قاب گرفتن تابلوی بعدی می شد.

اه اه اه. به اینم می شد گفت زندگی؟

به صندلی اش تکیه داد و زیرلب گفت:

-بابا چرا رفتی؟ چرا منو تنها گذاشتی آخه؟ مامانمم که بردی...

×××

گلسا زانوهاشو توی بغلش جمع کرده بود و روی مبل تک نفره کز کرده بود. شام لیلی رو بهش داده بود و منتظر بود تمومش کنه تا ظرفاشو بشوره. چونه اش رو روی زانوهاش گذاشت و مظلومانه به رهی نگاه کرد.

رهی از بالای لپ تاپش یه نگاه بهش کرد و سریع نگاهشو دزدید. ولی گلسا قیافه شو معصوم تر کرد. یه ذره لپ هاشو توی دهنش کشید تا مظلوم تر به نظر برسه. رهی چنددفعه دیگه هم نگاهش کرد و گلسا فقط مثل بچه هایی که یه چیزی می خوان نگاهش می کرد. رهی با بی اعصابی لپ تاپشو بست و گفت:

-چیه گلسا؟

گلسا تندی به صندلی تکیه داد و زانوهاشو ول کرد و خیلی بی تفاوت پاشو روی پاش انداخت. شونه هاش و بالا انداخت و گفت:

-چیه؟

رهی از این تغییر ژست ناگهانی گلسا خنده اش گرفته بود،ولی خنده اش و خورد. گفت:

-من از تو پرسیدم چیه؟ جواب سوال و که با سوال نمی دن.

گلسا دوباره همون شکلی شد. دستاشو توی هم قفل کرد و آهسته گفت:

-رهی بذار من برم پشت بومتون! محض رضای خدا ... ! کلیدشو بده یا خودتم اصلا اگه شک داری بیا...ولی بذار من برم چندتا عکس بگیرم که دهن ترانه از شدت باز موندن پاره شه ... تو رو خدا ...

رهی لباشو توی دهنش جمع کرد تا نخنده. گلسا بلند شد و یکی از ابروهاشو بالا انداخت. گفت:

-تلف نشی...بخند بابا تو که زیاد به من می خندی. چه توی خفا چه جلوی خودم!

رهی بی درنگ اطاعت کرد و زد زیر خنده ... گفت:


romangram.com | @romangram_com