#پانزده_سال_کابوس_پارت_202

شری:واسه چی؟

ایدا: الا ن وقت این حرفاست میگم دستتو بده دیگه!

با اسلحه مخصوص (طناب) خودمونو به نز دیک ترین ساختمون کشوندیم بالا...اولین بار بود که انقدر ترسیده بودم!

ایدا:وای این عوضی که هنوز زنده اس عرضه کشتنشو ندارین!

جیک:بفرما شما چرا دست بکار نشدی؟ خوب میکشتیش دیگه عرضه که داری!

ایدا:جیل گم شده!

جیک:بیا ...فوری بحثو عوض میکنه...جیل دیگه....چی؟ جیل گم شده ؟ همون دختر رئیس جمهور دیگه که مرد درسته؟

ایدا:آره بابا حالا موندیم کجاس مطمئنم پیش آلبرته ولی آلبرت کدوم گوریه اونو دیگه نمیدونم اومدم بگم اگه سرنخی چیزی پیدا کردین بهمون بگین بقیه رم دیدین بهشون بگو!!

یهو یادم افتاد جیک پسر آلبرته...رفتم یقه اشو گرفتم!!!

جیک: چرا همچین میکنی ؟دیوونه شدی؟

ایدا:تو هرکاریم کنی بازم پسر یه جنایتکاری!!!نکنه توهم دس داری؟

جیک:اولا درس صحبت کن...دوما یقه مو ول کن.. سوما بیخود تهمت نزن من اگه میخواستم باهاش باشم نمسیس الان دنبالم نبود حالا یقه رو ول کن!!!


romangram.com | @romangram_com