#پانزده_سال_کابوس_پارت_201

شری:خودت بهتر میدونی ! احمق بی جنبه!!

محکم دستاشو گرفتم...

جیک:چی گفتی...نه ...چی گفتی؟!

یهو پشتم به هیکل نمسیس خورد...تکون نخوردم حتی نفسم نکشیدم...

جیک: میدونی الان باید چیکار کنی؟

شری:فقط بدو.....

..........................................!!!!

ایدا****

ایدا:نه هنوز پیداشون نکردم معلوم نیس کجا رفتن از کری چه خبر....آره به پیرس گفتم....نمیدونم کلرم فهمیده یا نه ولی گفت.....

با دیدن نمسیس دوییدن شری وجیک...در جا خشکم زد!!!!

موبایل از دستم افتادو د بدو...با جیک وشری زدیم به چاک...ولی مگه میشد از دستش فرار کنیم...

ایدا:زود باشین ...شری دستتو بده بهم جیک تو هم دستتو بده به شری!!


romangram.com | @romangram_com