#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)
#تن_پوشی_از_اجبار_(جلد_اول)_پارت_163


- دقیقا چه ساعتی پیشش بودی ؟ نگفت میخواد جایی بره ؟

-داری دست به سرم میکنی

-اه جواب بده دیگه

-دوروبر 5:30 یا 6 بود گفت میره خونه

-پس یعنی کجاست ؟

-بهتا میدونی من کله خرتر از این حرفام بگو کجاست ......وا بده

-ای خدا ماشینو روشن کن باید بریم خونش

بازهم چهره اش شبیه علامت سوال است .

-بریم دیگه

*******

چندین بار زنگ را میفشارم اما کسی آیفون را برنمیدارد .

حمیرا مدام کنار گوشم وزوز میکند دلم میخواست میتوانستم همانند مگس با کفشم له اش کنم .

یعنی کجاست ؟.....تمام گذشته را مرور میکنم خطایی از من سرزده که اینطور بی خبر رفته است ؟.......هرچه فکر میکنم به جایی نمیرسم .

زنگ طبقه بالا را میفشارم زنی با صدای خواب آلود جوابم را میدهد .

-کیه ؟

-سلام من همکار و دوست آقای کاوه اصیل هستم همسایه طبق پایینتون

-فهمیدم امرتون ؟

-میخواستم بدونم شما خبر دارین کجاست ؟


romangram.com | @romangraam