#سرآغاز_یک_احساس
#سرآغاز_یک_احساس_پارت_150
اهنگ (دریا از احسان خواجه امیری) رو پلی کردم و رفتم بالا....مهسا هم با من اومدم و نشست رو به روم...پری هم میخواست بیاد که مهسا گفت دیگه جا نیست و خطر ناکه...نشستیم رو سقف ماشین. پاهامونو از سانروف دادیم داخل...دو نفری خیلی سخت لود و جا نمیشدیم ولی ما خودمون به زور جا دادیم....نگام به پسرا افتاد...چشماشون گشاد شده بود..شاخاشونم سبز شده بود
یکم دولا شدم به سمت داخل ماشین و به سیا گفتم صدای اهنگ رو زیاد کنه
من اینجووری نمیتونم
ی سدی بین قلب ماااست
تو باید غرق شی در من
بفهمی کی دلش دریاست؟؟؟
من اینجوری نمیتونم....تو پای من نمیشینی
تورو اونقدر بخشیدم
بزرگیمو نمیبینی
(همیشه مقصدم بودی
کجا..با تو سفر کردم
چقدر تهنا برم دریا
چقدر تنهایی برگردم) 2 بار
یهو دیدم اشکان و مهرداد هم از او ماشین اومدن بیروون
داشتم میمرم از خنده
اشکان اشاره کرد صدارو کم کنیم...سیاوش صدای ظبط رو قطع کرد..اشکان داد زد..با این فاز نمیده...تو قطع کن اهنگ بزارم واست بفهمی تو این موقعیت چی باید گوش کنی
صدای اهنگ بلند شد
صبح که از خواب پا میشه
هر روزی داره ی طز جدید
ی روز میگه بریم اسکی و
ی روز دیگه میگه بریم خرید
لوس میشه میگه بابایی
بگو منو دوسم داری؟؟
میگم اره عزیزم ایی وااای قربونت بره ددی
romangram.com | @romangraam