#سهم_من_از_با_تو_بودن_پارت_271
...شاید با آن ها بودن با آن همه انرژی خوب و مثبت خوش می گذشت ..
شاید لبخند بر لبهایم می ماند اگر آن خانوِم باکلاس آخر از همه پیدایش
نمی شد و آنگونه به عطا نمی آویخت ! هرچند وانمود کردم برایم مهم
... نیست اما
مــن بــر آنــم
کــه ســزاوار قــدم هــاي تــو بــاشــم
!کــه بيــايــي، شــايــد
تــو بــر آنــي
کــه قــدم هــات
. . . بــه کــوي مــن بيچــاره نيفتــد، بــه غلــط
شاعر :مهدیه لطیفی
با همان ظاهر نا مناسب ، بی پروا و بی حجاب ! موهای رنگ شده ای که با
شالی نازک پوشانده که نه ... بهتر است بگویم آراسته شده بود ! آرایشی
غلیظ و البته زیبا و فریبنده . آن هم صبح به آن زودی ! از کی بیدار شده
بود و اینقدر به خودش رسیده بود ؟ در مقابل آن همه زیبایی ، من اصلا به
چشم می آمدم ؟
حرف عطا در گوشم نشست " چهره ی معصومت همینطوری هم دل از آدم
... می بره
romangram.com | @romangram_com