#رقاص_های_شیطون_پارت_135
اخرين روزاي تمرين بود و ماهم خسته شده بوديم همه چيز درست و سرجاش بود و همه تكنيكارو از حفظ بوديم
فقط يه روز مونده بود به مسابقه و ما همگيمون اماده بوديم
درست روز مسابقه بود و من يكم استرس داشتم نه زياد فقط يكم
همه اماده بوديم و تو پشت صحنه منتظر بوديم كه نوبتمون بشه
بلاخره اسم گروهمون رو خوندن و رفتيم رو صحنه مثل مسابقه قبلي گروه مقابل شروع كردن
گروه شكست ناپذيران
نوبتمون شد .... نفس عميقي كشيدم و حاضر شديم
Heey, yeah, heey
Ohh woah oh
Got the fire, got desire
romangram.com | @romangram_com