#رقاص_های_شیطون_پارت_128
سيمينم اومد و باهم يه دور چرخيدن ... خندم گرفته بود انگار كه من داورم
نگاهي به لباساشون انداختم .....يه دكلته عالي و ساده
بلند تا روي مچ ولي يه چاك از بغل رون پاشون زده شده بود .... بالاي لباس رفته بود پشت گردنو يه گره خورده بود ... اضافه هاشم به صورت ضربدر اومده بود پايين و به لبه هاي لباس وصل شد بود تقريبا تا وسطاي كمر خالي بود جلوي لباس از وسطاش مليله دوزي شده بود تا چاك بغل پاشون ....واقعا زيبا بود و بهشون ميومد
سوگل و سيمينم لباساشونو عوض كردن و تحويل فروشنده دادن....حالا نوبت من بود
به لباس توي دستم خيره شدم
بچه ها گفتن:چرا معطلي برو امتحانش كن ديگه
شونه اي بالا انداختم و رفتم تو اتاق پرو
لباسامو درآوردم و و با احتياط لباسو تنم كردم .... برگشتم سمت اينه و به خودم خيره شدم
يه دكلته مشكي يه استين بلند داشت و يه استين نداشت خندم گرفته بود تا پايين سينش و كل اون يدونه استينش سنگ دوزي شده بود از زير سينه تا وسطاي رون پامم ساده بود
در كل چيز قشنگي بود و بهم ميومد ... از اتاق رفتم بيرون و روبروي بچه ها قرار گرفتم
سوگل لبخندي زد و گفت:تو هميشه تكي خيلي خوشگله عزيزم بهت مياد
سيمين هم حرفشو تاييد كرد
ساناز و سپيدم خوششون اومد و گفتن:خيلي بهت مياد
لبخند زدم و تشكر كردم ....برگشتم تو اتاق پرو و لباسمو درآوردم و مانتو شلوارمو تنم كردم
شالمو انداختم رو سرمو مرتبش كردم .....لباسو گرفتم دستمو رفتم بيرون
بعد از حساب لباساو خريد كفش و كيف و دستبند و گردنبند و مخلفاتش برگشتيم خونه
romangram.com | @romangram_com