#موژان_من_پارت_194


با بي تفاوتي گفتم :

- نه سخت نيست فقط خواستم بگم من منشي شخصيت نيست فرض كن مُوژاني توي خونت نيست .

كارد ميزدي خونش در نمي اومد . دلم خنك شده بود حسابي خنده هاي سر ناهار و از دماغش در آورده بودم . داشتم از روي مبل بلند ميشدم كه دستم و گرفت و كشيد دوباره پرت شدم روي مبل عصباني نگاهش كردم و گفتم :

- ديوونه شدي ؟ اين چه كاريه .

- حس كردم زيادي ليلي به لالات گذاشتم فكر كردي هر تيكه اي كه خواستي ميتوني بارم كني و منم حرفي نزنم . ببينم تو حرف حسابت چيه ؟ اصلا معلومه چي ميخواي ؟

من مثل خودش عصباني گفتم :

- من حرف حسابم چيه ؟ تو بگو حرف حسابت چيه كه وقتي يكي بهت زنگ ميزنه فقط ميخواي دكش كني .

بالاخره خودم و لو داده بودم لعنت به دهن لقت مُوژان . نيشخندي زد و گفت :

- آها پس خانوم به خاطر برخورد ظهر من ناراحتن .

- ناراحت ؟ هه ! نه كارات ارزش ناراحت شدن نداره . فقط خواستم بهت بگم كه يادت باشه با كي داري چجوري حرف ميزني .

از كوره در رفت از جاش بلند شد و گفت :


romangram.com | @romangram_com