#موژان_من_پارت_158
- نميدوني تنهايي چه به روز آدم مياره كه حتي حاضر ميشم با توام هم كلام بشم .
اخمام بيشتر رفت تو هم گفتم :
- از اين به بعد اگه هم صحبت خواستي زنگ بزن به سيما جون .
لبخند شيطنت آميزي زد و گفت :
- دوست ندارم . با اونكه نميتونم كل كل كنم حرصش بدم .
حالا هي هر چي من كوتاه ميومدم اون ول كن نبود . اصلا انگار خوشش ميومد كه من و حرص بده . با عصبانيت دستم و به سمت پخش ماشين بردم و روشنش كردم گفتم :
- اصلا آهنگ گوش بديم بهتره .
صداش و زياد كردم و گوش دادم :
تو چشمات مال من نیست و
نگات دنبال من نیست و
romangram.com | @romangram_com