#هاید
#هاید_پارت_137

_ اره دیگه... مگه به خاطر من اون نیرو رو نگرفتی.



کمی فکر کرد و گفت: اهان.. اره.

هیجان زده دستاش رو تکون داد و گفت: وایی... اصلاا هیچ ایده ای ندارم که چطور باید ازش استفاده کنم.

به کارلا که کنارم وایساده بود و اونارو تماشا میکرد خیره شدم.

اصلا حس خوبی به اینکه باهاش حرف نزنم ندارم.

عادت نداشتم باهاش قهر بمونم... قبلا هم قهر بودیم.

اون زمان که بابا زنده بود.

ولی هیچی خوب پیش نرفت... فقط دلتنگ بودیم و مغرور.

که این دوتا هم کنار هم جور در نمیاد.

برگشت و نگاهم کرد.

چشم ازش گرفتم و رو به مایا با لبخند گفتم: خب دیگه.. قدرتت رو نشون بده ببینیم چیکار بلدی کنی!



با هیجان نگاهم کرد و گفت: چیکار باید کنم... نمیدونم.



کارلا جلو اومد و گفت: بهتره بری پیش پیتر.. اون هرچیزی که لازمِ در این باره بدونی رو بهت میگه.



هاوارد: بیا باهم بریم.. شاید لازم باشه یه چیزایی رو یاد بگیری.



سری تکون داد و باهم از اتاق خارج شدن.

حالا فقط من و کارلا تو اتاق بودیم... نگاهم رو ازش دزدیدم و دستمو به سمت دستگیره در دراز کردم.

یه گوی آتشین به سمت دستگیره پرتاب شد و با برخوردش به انگشتم.

و دردی که تو دستم پیچید سریع خودمو عقب کشیدم و رو به کارلا غریدم: هی... داشتی بهم صدمه میزدی.



پلک زد و رنگ چشمای قرمزش رو در صدم ثانیه به عسلی تبدیل کرد و گفت: اگه این بچه بازیت رو تموم نکنی... شک نکن دفعه بعد اون گوی تو سرت میخوره.



با دهن کجی اداش رو در اوردم و گفتم: منم وایمیسم و نگاهت میکنم.



دوباره پلک زد و چشماش قرمز شد.

میتونستم راحت بفهمم چی تو سرش میگذره.. عین خودش چشمام رو یه بار باز و بسته کردم و اماده دفاع شدم.

بدون هیچ مکثی تند تند گوی های قرمز رنگش رو به سمتم پرتاب میکرد و همونجور که تو اتاق میدویدیم... سعی میکردم با قدرتم جلو برخودشون به لباس خوشگلم رو بگیرم.

الکی که نیست... کل عطرمو روش خالی کردم.

حیفِ بسوزه.

دیگه کافیه... حالا نوبت منه... که حمله کنم.

به اندازه کافی جلو گوی های بد رنگش مقاومت کردم.

حالا نوبت اونه که نیزه های خوش رنگ منو ببینه.



خندیدم و گفتم: تموم شد؟



با حرفم وایساد و قبل از اینکه بخواد جواب بده خیز برداشتم سمتش و نیزه هامو به سمتش پرتاب کردم..

با آتشش اونارو قبل برخورد بهش آب میکرد .. تعدادشون رو بیشتر کردم و اونم در مقابل بیشتر شدن نیزه ها لبخندی زد و گفت: خودت خواستی..!

romangram.com | @romangraam