#عشق_در_ابهام
#عشق_در_ابهام_پارت_275
با صدای دکتر از هم جدا شدیم و به سمتش برگشتیم:آقای مهربد...
_باربد: بفرمایید...
دکتر به مرد خوش پوشی که کنارش ایستاده بود اشاره کرد و گفت: روانشناسی که
بهتون گفتم ایشون هستن...آقای حسینی...
باربد دستشو دراز کرد و گفت: خوشبختم....
_حسینی: همچنین...
_دکتر: میتونن هم بیمار و هم همسرشونو مشاوره کنن و بهشون بگن چیکار باید
بکنن...
_باربد: خیلی ممنون آقای دکتر لطف کردین...
_دکتر: من میرم ی سری مریضارو ویزیت کنم....شما راحت باشید...
بعدم از کنارمون رد شد....
_حسینی: آقای دکتر از دوستان قدیمی من هستن...گفتن ی کیس مبتلا به اعتیاد
هستش که نیاز به مشاوره داره....راسیتش قرار بود شما بعد از مرخص شدن بیمار تشریف
بیارید مطب من اما گفتن مورد فوری هستش من تصمیم گرفتم شخصا بیام....
_باربد: خیلی ممنون واقعا خیلی لطف کردین...
_حسینی: من با خود بیمار صحبتی نمیکنم...صحبت با ایشون رو به روانشناسای
کیلینیک ترک اعتیاد میسپارم....اما برای آرامش همسرشون میتونم کمک کنم...
_آرمان: احتیاجی به کمک نیست آقای دکتر من خودم میدونم اعتیاد به شیشه
درمان نداره...خودم میدونم شیشه ترک نمیشه....فقط این دوست من باور نمیکنه...لطفا
به ایشون ثابت کنید...
دکتر پوزخندی زد و گفت:چیزی برای ثابت کردن وجود نداره آقا...کی گفته اعتیاد
به شیشه درمان نداره؟
_باربد: آیـــی قربون دهنت آقای دکتر منم از صبح میخوام همینو تو مخش
کنم...نمیفهمه که.....
_آرمان: ی لحظه صبر کن ببینم....ینی چی درمان داره؟
_دکتر:ببینید آقای...
_آرمان: آرمان جلالی هستم...
_دکتر: ببین آقا آرمان....قصد توهین ندارم...اما برای شما که درمورد ی بیماری
حساسی مثل اعتیاد این نظرو دارین باید تند صحبت کرد...
_آرمان:مشکلی نیست...بفرمایید...
_دکتر: این نظر شما نشونه کوته فکر بودنتونه....
romangram.com | @romangraam