#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_80


-سیگارتو خاموش کن!

چپیدم زیر پتوی تخت.چشمامو بستم.خیلی سرد بود.با باد سردی که به صورتم خورد متوجه شدم پنجره رو باز کرده از این پیروزیم لبخندی زدماما با حس شلختگی اطرافم سریع به اخم تبدیل شد.اصن نمی تونستم تو اتاق شلخته بخوابم.

استخونام درد می کرد اما به زحمت بلند شدم و با همون تی شرت شروع کردم به جمع و جور کردن وسایل اتاق.

-پاشو برو یه چیزی بخور از صبح هیچی نخوردی.

هه برو بابا!بی توجه به حرفش مشغول جمع کردن وسایل شدم.دکوری های چوبی همه این طرف و اونطرف ریخته شده بود.لباسای چرک هم همینطور وسط اتاق پخش بود.رو دیوار دنبال ساعت گشتم.درست رو دیوار کناری تخت بود.اوه کی شد چهار؟

نگاه کلی به اتاق انداختم.نه با این شلوغی من نمی تونم استراحت کنم.دکوری ها رو که همه خاک گرفته بود رو گذاشتم تو راهروی کوچیک حموم و دستشویی.لباسا رو دونه دونه جمع کردم و ریختم تو سبد بزرگی که کنار در ورودی بود.

-بی خود سعی نکن تمیز کنی ،نمی شه!

بازم بی توجه به حرفش به کارم ادامه دادم.کمد رو باز کردم همه لباسا رو ریختم رو پارچه ی تمیزی که تو چمدونم بود.بعد از تمیز کردن همه کشو ها لباسا رو دونه دونه تاشون کردم و چیدمشون تو کشو ها.بعد لباسای خودمو که مشخص بود همونجوری که تو کشوم چیده بودم برداشتن و تو چمدون گذاشتن ، رو دونه دونه تو کشو های سمت لباسای زنانه چیدم.چمدون رو هم زیر لباسای آویزون شده گذاشتم که جای زیادی نگیره.

در کمد رو بستم .کمد حتی از بیرون هم خاک گرفته بود.سرم درد گرفته بود اما نمی تونستم کثیفی رو تحمل کنم.نفس عمیقی که کشیدم که درد سرم بیشتر شد.چند لحظه ای رو تخت نشستم بعد از آروم شدن بلند شدم و تیکه ای از اون پارچه ی تمیز رو با دست بریدم؛حوصله نداشتم تا پایین برم وسیله بیارم،آروم تو روشویی نم دارش کردم و رو تمام کمد و تخت کشیدمش.

تمام این مدت سنگینی نگاهی روم بود اما بهش بی توجه بودم.اووف تمیز کردن اینجا سخت تر برعکس پارو زدن تو شنهاست.ملافه ها و پتو تخت هم چرک بود.اه! این چجوری رو اینا می خوابه؟همشون رو در آوردم حتی روکش بالشت هارو .رفتم سمت میز کار و کتابخونه کوچیک پرهام که می تونم بگم تنها جای تمیز اتاق بود.تعجب کردم ولی از طرفی خوشحالم شدم.لااقل اینجا نیاز به تمیزی نداشت.

خسته بودم و سرد درد داشت امونمو می برید.سمت در رفتم و آروم بازش کردم:

-نازگل؟نازگل؟

romangram.com | @romangram_com