#اجبار_اختیاری_اختیار_اجباری__پارت_296
-می دونم یه عالمه حرف تو دلته،بگو!
بازم سکوت.کلافه محکمتر بین دستام گرفتمش و گفتم:
-اگه نگی زجر نیاز داریما!
آروم گفت:
-زجر از این بیشتر؟
بادم خالی شد.با ناراحتی گفتم:
-انقد ازم ناراحتی که همچین حرفی میزنی؟
-اوهوم.
-من ..من ...
خیلی متاسفم خیلی!کاش می تونستم بگم ببخشید،غلط کردم؛ولی نمیتونم بگم...پس:
-من مجبور بودم!
-من مجبور بودم!
romangram.com | @romangram_com