#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_93


بچه ها اتاق به پای شما تمیزش کنین

رفتم چایی دم کردم نشستم رومبل

نمیدونم چرا استرس داشتم

بچه ها امدن کنارم نشستن

فاطمه:چیشدا رنگو روت پریده

استرس دارم دلم شورمیزنه

مربم:خخ ازخواستگارس استرس گرفتی

بروبابا چرت نگو استرس دارم دلم شور میزنه انگار مبخاد یه اتفاقی بیافته

ساعت شد یک من خابم نمیادک

بیچاره ها بخاطر من بیدارموندن

بچه ها پاشین برین بخابین

فاطمه:ن بابا خابمون نمیاد نشستیم دیگه

مریم:پاستور بیارم بازی کنیم

منم برااینه که به هیچی فکرنکنم گفتم باشه

قرارشد منو فاطی بازی کنیم هرکی برنده شد با مریم بازی کنه

منو فاطی شروع کردیم انقد هیجان داشتم اصن یادم رفت همچی

اخ جون بردم هوراااااا

فاطی دپرس شده بود

منو مریم شروع کردیم بازی کردن هیچ کدوم هم کم نمی آوردیم

من که بازیم خیلی قوی بود

این دستم تموم شد

شروع کردم شمردن 7خاج بودم بازیا روهم شمردم

آخ من میگم بیستم شما باورنمیکنین

این دست بازی من شدم70بالاتر شدم و بردم

هوراا

قرارگذاشتیم اخرسر هرکی برد بگه اون یکیا چیکارکنن

بچه ها هم منتظربودن من بگم منم گفتم

ببینین تا وقتی که مامان و بابام اینجان همچی به پای شما

مریم:بروبابا یه بازی بردیا

جرنزن مری قبلش حرف زدیم که هرچی گفتیم بشه حالا من اینه شرطم

مجبورشدن قبول کنن خخخ

بچه ها راستی قضیه پلیس اینا رو نگین به مامانم اینا بگین خانواده خودتونم میفهمنن اونوقت دیگ پای خودتون

دیگ نشستیم چایی خوردیم

کم کم خوابم گرفته بود سرمو گذاشتم رو مبل باخودم فکر کردم که فردا جی میشه و خابم برد

دینگ دینگ ساعتمو خاموش کردم ساعت 10بود پس چرا نیومدن هنوز

romangram.com | @romangraam