#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_65


آرتا:دوتا کباب با نوشابه ومخلفات

گارسون:چشم میارم براتون

آرتا:اینو یادتون باشه یه مرد وقتی هست زن نباید حساب کنه

آخه زشته اینجوز

آرتا:اصلنم زشت نیس فقط غذامونو خوردیم درمورد اون موضوعتون حرف میزنیم من الان انقد گشنمه نمیتونم حرف بزنم

منم خندیدم گفتم :باشه

غذارواوردن خیلی آروم میخوردم چقدرسخت بود آروم غذاخوردن برااینه میگم نخورما (اه)

وسطاش هم ازم سوال میکرد

آرتا:تا کجا درس خوندین

_لیسانس

آرتا:چه خوب میشه بپرسم چندسالتونه

نه نمیتونین بپرسین سن زنو که نمیپرسن(خخ) با تعجب نگام کرد

آرتا:ببخشید نمیدونستم بدتون میاد

نه بابا بدم نیومد شوخی کردم 23سالمه

آرتا:خب خداروشکر بدتون نیومد معلومه خیلی شیطون هستین منم 26سالمه خوشبختم

منم خوشبختم ،ازکجا فهمیدین شیطونم

آرتا :از رفتاراتون کاراتون این که اگه آشنا بودم خدا میدونست چه یلایی سرم میاوردین یه کارایی روبخاطر این که غریبه ام نمیکنین

(خاک برسرم اینم فهمید)

نه بابا اونجورم نیستم

آرتا:حالا خجالت نکشین

غذامونو خوردیم با صدای آرتا سرمو بالااوردم آرتا گفت:خب درخدمتم بفرمایید

راستش میخایم دانشگاه ثبت نام کنیم با دوتا ازدوستام که یاده این افتادم که گفتین پدرتون رئیس دانشگاس

آرتا:برای فوق میخاین بخونین

بله

راستش باباهای ما باجای دور مخالفن اینم برا این قبول کردن چون خودمون اونجا خونه داریم با خوابگاه مخالفن

آرتا: خب ببینین دانشگاه ما باخوابگاس

عه چه بد خب براما قبول نمیکنن بعدشم وقتی خودمون خونه داریم خوابگاه میخایم چه کنیم دستتون دردنکنه پس من برم دیگه غذا روهم من تا داشتم میگفتم

آرتا گفت:خانوم بزارحرفمو بزنم شماهمیشه اینحور تندتندمیگین

وای ازخجالت سرمو انداختم پایین

آرتا:خب من گفتم با خوابگاس اما من میتونم براشما و دوستاتون درسش کنم

سرمو ا وردم بالا باخنده گفتم:واقعا راست میگین

آرتا:بله فقط مدارکتون بیارین بعدشم هروقت خاستین با من هماهنگ کنین تا بریم شمال برای کارای ثبت نام

دمت گرم آخ ببخشید تروخدا(وای ابروم رفت)

آرتا خندید:میدونستم شیطونینا بابا راحت باشین من خودم پاش بیافته شیطونم

منم خندیدم (ولی خیلی بدشدا)

romangram.com | @romangraam