#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_255


بریم خونه الان بابایی میاد

آراد:نمیخام منوتاپ سوارکن

...پوف یه زره بچه خودشو لوس کرده آخه نمیشد برم سمت تاپ چجوری کنارش وایسم واقعا نمیتونستم

باعصبانیت گفتم:آراد من دارم میرم خونه اومدی که اومدی نیومدی همینجا بمون تا برم بابابات برگردم من رفتم

بعدشم راهمو گرفتم رفتم هی برمیگشتم میدیدم عین بچه تخسا نشسته روصندلی و اخم کرده.

سریع گوشیمو درآوردم وشماره رضا روگرفتم.

رضا:سلام عزیزم چیشده همش یادمن میکنی

تینا:بده

رضا:نه اتفاقا عالیه

تینا:رضا خاستم بهت بگم که

تا اومدم حرفمو بزنم آراد دوید سمتم دستمو گرفت آروم گفت:نگو مامانی پسرخوبی میشما

ازلحن حرف زدنش خندم گرفت نگام افتاد به آریا داشت نگام میکرد

یهو صدای رضا امد گفت:خانوم چیشد داشتی میگفتی

تینا: گل پسرت میگه به بابا بگو داره میاد برام لپ لپ بخره

رضا:به گل پسرم بگو چشم

تینا:باشه کاری نداری عزیزم گفتم بگم تامنونکشته

رضا:خخ نه عزیزم خداحافظ

تا تلفن و قطع کردم آراد همچین نفس بلندی کشید زدم زیرخنده

آخه پسرم چرا اذیت میکنی تا بگم به بابایی

آراد:مامانی قول داده بودی بازی کنم

من قول دادم بیارمت پارک که آوردمت الانم بریم بابایی میاد دعوامون میکنه ها بعدا با بابا میایم

آراد:قول

قول

داشتیم میرفتیم تاوقتی که دورنشده بودیم احساس میکردم داره نگام میکنه

رسیدیم خونه ساعتو نگاه کردم دوساعتی مونده بود تا رضا بیاد

گل رز رودوتاشو برداشتم پرپرکردم رو میز به شکل قلب درآوردم کیک هم وسطش گذاشتم شمعارو ورداشتم ازاونجایی که دربود تا میز چیدم وروشنشون کردم.

بادکنکاهم بادکردم وروی صندلی ها گذاشتم آراد باذوق به همچی نگاه میکرد.

به سمت آراد رفتم وکلاهوروسرش گذاشتم

روبهش گفتم :مامانی من برقاروخاموش میکنم وقایم میشیم بابایی که امدتو جیغ میکشیم میگیم تولدت مبارک

برقارو خاموش کردم ورفتیم پشت مبل قایم شدیم میدونستم الان میاد چون بهم زنگ زده بود ولی من جواب ندادم همیشه عادتش بود داشت میومد خونه زنگ میزد

صدای کلید امد درکه بازشد رضا امدتو وصدام کرد:تینا جان کجایی چرا برقا خاموشه

.. دیدم داره ردشمعارو میگیره و به سمت میز میره که من وآراد رفتیم پشتش یهو دوتایی یه جیغ بلندکشیدیم وگفتیم :تولدت مبارک

رضا باترس پرید وبرگشت سمتمون منم برف شادی روروش خالی کردم خخخ رضا همجاش سفید شده بود بچم دلشو گرفته بود ومیخندید

رضارفت صورتشو شست وهمش با لبخند نگام میکرد باهم دیگه کیکو خوردیم وعکسای قشنگی گرفتیم

نوبت کادو بود

romangram.com | @romangraam