#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_247
عاقد:برای بارسوم عرض میکنم عروس خانوم آیا بنده وکیلم؟
مریم:عروس زیرلفظی میخاد
تینا:
رضا یه جعبه روپام گذاشت تا امدم جواب بدم نذاشتن فاطی جعبه روبازکرد توش یه انگشتر خوشگل بود.بعدبه همه نشون داد
تودلم دعا کردم خوشبخت بشم وهمچی درست بشه زیرلب اول اسم خداروگفتم و بعدگفتم:
توکل برخدا وبااجازه ی بزرگترا بله
عاقد:آقاداماد آیا بنده وکیلم شمارا به عقد دائم دوشیزه محترمه مکرمه سرکارخانوم تینا محمدی درآورم
رضا: بلهههه
همه صلوات فرستادن
عاقد: إن شاءالله خداوند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد این پیوند فرخنده را مبارک کند.
...دیگ این مردی که کنارم بود ازالان شده بود شوهرم واسمش رفت توشناسنامم
رضا حلقه رو تادستم کرد همه شروع کردن دست زدن. بعدمن حلقه روبرداشتم وتودستش کردم.
خیلی حلقش خوشگل بوددوسش داشتم
.مریم عسل آورد انگشت کوچک دستمو داخل عسل کردم و به سمت دهنش بردم وخورد
اولش یکم خجالت می کشیدم
رضا انگشت عسلیشو به سمت دهنم آورد منم نامردی نکردم دستشو همینجور که تودهنم بود دندونامو روهم فشاردادم وگازگرفتم همه میخندیدن رضا دردش گرفته بود درگوشم جوری که کسی نشنوه گفت:دارم برات خانوم خانوما
...سرخ شده بودم ازخجالت .
بعداز گرفتن چندتا عکس خوشگل ازمحضر امدیم بیرون
رضا همه رو به رستوران دعوت کرد
رفتم سمت ماشینش که دروبرام بازکرد وتا نشستم دروبست و خودشم سوارشد و حرکت کرد و ضبطشو روشن کرد تاآهنگ پخش شدصداشو بردبالا
*عروس دوماد یه زوج بی نظیرن میان وسط دست همو میگیرن عروس دوماد ستاره های مجلس شاهزاده مون میرقصه با پرنسس عروس دوماد محو تماشای هم عاشق و دلداده و شیدای هم*
منم همش داشتم قرمیدادم وبلندمیخوندم ورضا باخنده نگام میکرد
شیشه رودادم پایین وسرمو کردم بیرون و جیغ میکشیدم
رضا:تینا بیا توخطرناکه
نچ نمیام.
کلموآوردم تو به جاش دستمو بردم خخ میرقصیدم همه ماشینا بوق میزدن.
ماشین کناریمون فاطی،مریم،آتوسا بودن اوناهم همراه من میرقصیدن جیغ میزدن مثل همیشه دیوونه بازی درمیاوردن.
تارسیدیم پیاده شدیم رفتیم داخل رستوران مثل اینکه ازقبل رضا هماهنگ کرده بود چون به غیرازما هیچ کس نبود وهمجا تزئیین شده بود مبلای شیک چیده شده بود.
برای من و رضا جدا گذاشته بودن و رفتیم نشستیم میزبغلی هم بقیه نشستن
خیلی قشنگ بود همچی قبل ازاین که غذا بیاد فاطی بلندشد ازهمه چندتا عکس گرفت
وقتی غذا امد همه مثل این نخورده ها شروع کردن خوردن خب گشنه بودیم خخخ
من داشتم آروم میخوردم کلاس میزاشتم جلوی رضا
رضا خندش گرفته بود
روبهش گفتم:چرامیخندی
رضا:آخه داری خودتو عذاب میدی من که میدونم نمیتونی آروم بخوری
romangram.com | @romangraam