#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_212


تاامدم برم کنارشون صدای بدی توگوشم پیچید دست فاطی بود که روصورت آریا فرود اومده بود.

جیغ کشیدم گفتم:نه

آریا دستشو گذاشته بود روصورتش

بمیرم الهی.معلوم بوددردش گرفته.

رفتم سمتشون روبه فاطی گفتم :چی کار کردی

فاطمه:کاردرست وکردم تودخالت نکن کاری به کارتون نداشتیم این شد ازاین به بعد من یکی نمیزارم دیگ قشنگ حواسم بهت هست

خلاصه اون روزفاطی نذاشت منو آریا باهم حرف بزنیم

آماده شدم که برم بیرون یکم هوابخورم شاید بهترشم

رفتم پایین که فاطی جلوموگرفت گفت :کجا

تینا:دارم میرم یکم هوابخورم

فاطی:اها میخای آریاروببینی منوداری خرمیکنی

تینا:وای فاطی اولا میخام هوابخورم دوما به تونباید توضیح بدما

بعدشم بدون اینکه بهشون توجه کنم رفتم بیرون

داشتم قدم میزدم که سعید داشت به سمتم میومد

ای خدا یه لحظه هم نمیتونم آرامش داشته باشم

سعید:سلام عشقم

تینا:......

سعید:خانومی حرف بزن صدای خوشگلتو بشنوم

تینا:.....

...داشت کفرمو درمیاورد میخاستم جوابشو ندم ببینم بیخیال میشه یانه پروترازاین حرفاربود

سعید:عزیزم

تینا:.....

یه لحظه چشممم به اونور خیابان خورد آریا داشت با عصبانیت اینورمیومد

روکردم به سعید گفتم :برو تروخدا برو آریا میکشتت

سعید:بالاخره حرف زدی عشقم آریا خرکیه تینا:خفه شو

آریا رسید پیشمون یقه سعیدوگرفت گفت:بی ناموس مزاحم زن من میشی آشغال بعدمشتش فرود اومد توصورت سعید

رفتم بلوز آریارو کشیدم گفتم:ولش کن بیا بریم

آریا:تویکی گمشو کنارمن میدونم وتو

آریا تا میتونست سعید و زد

همش بهش میگفت:میکشمت

مردم دورمون جمع شده بودن بعضیا میومدن جداکنن ولی آریا مگه ول میکرد.،ازترس گریه میکردم

تینا> رفتم پیشش گفتم:آریا جان آروم باش ولش کن کشتیش بیا بریم خونه عزیزم

آریا دستمو کشیدومنوباخودش میبرد

سوارماشین شدیم هنوردرونبسته بودم که ماشین ازجاش کنده شد

ازترس به صندلی چسبیده بودم

romangram.com | @romangraam