#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_209


...دلم نیومد بازم بگم نه ازبس ساده ام

باشه

آریا:ای قربونت پس پنج دقیقه دیگه جلودرمنتظرتم

..تودلم گفتم خدانکنه

باشه فعلا

روبه بچه ها کردم :جیگرا من برم آماده شم آریا میخادبیاددنبالم

فاطی:باشه عزیزم خوش بگذره بهت

مریم:زودبیاتی تی

چشم دوستای خلم

رفتم تواتاقم لباسامو پوشیدم یه آرایش ملایم کردم که آریا تک زد ازبچه ها خداحافظی کردم رفتم جلودر. ماشینشو دیدم دروبازکردم ونشستم+سلام

آریا:سلام خانوم میدونی چقدردلم تنگ شده بودبرات

..من حرفی نزدم

آریا:باشه خانوم حالاهیچی نگو ولی نمیدونی با این کارت میمیرم

...زیرلب گفتم:خدانکنه

ولی مثل اینکه شنید یه لبخندامد رولبش

یکم دورزدیم که آریا گفت:تینا میخام مال من بشی

مگه مال تونیستم

آریا:هستی ولی منظورم

منظورت چیه

...یه چیزی امدتوذهنم دعا میکردم که اون نباشه

آریا:من میخام کلا مال من باشی

وا آریا حرفا میزنیا مگه کلا مال تونیستم پس الکیه همچی

آریا:نه تیناگوش کن میخام همجوره مال من باشی

با چشمای ازحدقه زدبیرون گفتم:چییییی داری میگی لطفا دیگه بس کن

آریا:ببین من فکرمیکنم منو نمیخای

هه این ومن باید ازتو بپرسم

من فکرمیکنم تومنودوست نداری وهمش بازیه

آریا:من دوست دارم برااین میگم مال هم بشیم تاثابت بشه

منوبرسون خونه

..حرفاش منوتوفکرفروبرد ازاونورمیترسیدیم که نکنه بعدا پشیمون بشه ولی ازطرفی هم میگم ما همودوست داریم بالاخره که اتفاق میافته.

دوست داشتم با بچه ها مشورت کنم ولی مطئمنم که با برخورد بدی روبرو میشم چون همیشه میخام آریا روببینم با شوخی وجدی حرفشونوبهم میزنن که مراقب باشم وگول نخورم ازاین حرفا حالا مونده بودم

خیلی برام عجیب بود بعداین همه مدت امدم به جا اینکه باهم حرف بزنیم حسابی بگردیم هنوزنرسیده این حرفا کشید وسط.

آریا:ازچی میترسی تینا به دوست داشتنم شک داری همه میدونن من توروخیلی دوست دارم عزیزم من اگ الان ولت کنم یعنی دوستت نداشتم ولی وقتی میگم مال هم شیم یعنی اینکه دوستت دارم ومیخام بهت ثابت کنم بعدشم میام خواستگاریت فقط میخام همچی تموم بشه

....انقد باهام حرف زده بود که منم راضی شده بودم همش فکرمیکردم ماکه همودوست داریم پس اتفاقی نمیافته پس چرا بترسم

با سکوتم آریا فکرکرد منم راضیم

romangram.com | @romangraam