#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_205


یارو.: خیلی خوشگلی

هه هه میدونم خوشگلم ولی از نظر من تو شبیه سوسماری

یارو: چرا اینقدبرزخی هستی

برای ادمی مثل تو بایدم برزخی بود سوسمار جون

فاطی مریم منوکشیدن بیرون می‌دونستن اعصابم خورد شه چی کارا که نمیکنم

بالاخره بعداز کلی این ور و اون ور رفتن خریدامونو کردیم

من یه جفت کفش، مانتویه تونیک خوشگل خریدم

شانس اوردم ماشین تیام نزدیک بود وگرنه کی حال داشت پیاده بره زودی رسیدیم سوار شدیم

رفتم طرف رستورانی که طرفای بام بود

خب بگید چی میخورید

هممون جوجه سفارش دادیم یه کوبیده هم گفتم اخه خیلی گشنم بود

اون طرف دیدم یه پسر و دختر نشستن

البته بگم دختره سنگین تر بود پسره شلوارشو کشیدبودبالا

کرمم حسابی لولید

اوی خانومی که شکل پسری شلوارلت چه قشنگه

یارو:خانوم چته

هیچی خواهر جان خخ فقط مراقب باش رو پاهای خوش

تراشت غذا نریزه

یارو ک حسابی قهوه ای شده بود. چیزی نگفت ولی اون دختره

دختره: خانوم حسودین مگه

به فرض اره حسودم ولی اگه بودم حسودی یه پسر میکردم نه دختر

مریم و فاطی: دقیقا

اوف بالاخره آوردن داشتم میمردم ازگشنگی

با ولع تمام غذاروخوردیم با شوخی و خنده

خیلی خوش گذشت و خندیدیم

مری:بچه ها کی برگردیم داريم عقب می افتیم

فاطی:نمیدونم

باید بمونم پیش بابام

مریم: چی بگم

بعد از کلی خندیدن رفتیم خونه

وقتی رسیدم ماشینو پارک کردیم

سلام به اهلللللل منزللللللل دختره گلتووووون اومد

مامان از اشپز خونه اومد بیرون گفت: چته دختر

ااا سلام مامی جون بقیه کوشن

مامان: علیک سلام تیام رفت بیرون کار داشت باباتم خوابیده

romangram.com | @romangraam